احمد منزوى

74

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

* اصول دين : رساله در . . . از محمد حسن نور بخشى حسينى ( گلچين معانى ) اعلام 1 / 619 ؛ مشار ، مؤلفين 1 / 119 و ما شاه بهاء الدوله حسن فرزند قاسم حسينى نوربخش ( د 926 ق ) را مىشناسيم نگارندهء « هدية الخير » ( - بخش عرفان » و « خلاصة التجارب » ( - بخش پزشكى ) و جز آنها . نسخه‌ها 2 / 736 ( 1 نسخه ) . مجلس ش 1 / 2374 فهرست نشده ؛ نشريه 5 / 161 . * اصول دين . ناشناسى از اسماعيليان ، در توحيد ، پيامبرى و امامت . با اشارت به اهل ظاهر و باطن . و مبلغان را سه طايفهء معانى و ابواب و امام مىداند ، و وسايط را سه طايفهء اركان و نقباء و نجباء مىشمارد . با سربندهاى « لمعه » ، « نور » و « مصباح » . آغاز : بدانكه ذات هستى كه هستى ذاتى است در حد ذات از عدم و شوايب عدميه بالمره مبرا است . اشكورى 16 / 336 . * اصول دين . خواجه نصير الدين طوسى - فصول نصيريه . * اصول عقايد . امام فخر رازى ، ابو عبد الله محمد ( د 606 ق / 1210 م ) ) . ( - جامع العلوم ) . در عقايد بر پايهء انديشهء سنيان . خود گويد : مرتب بر دو جمله است ، نخستين در ذكر ادلهء اصول دين ، دوم در شرح بعضى از مقالات اهل علم . و مىافزايد : پيش از اينكه در مقصود خوض كنيم نسبت استادان خود در علم اصول و فروع بگوييم . گمان مىرود اين كتاب همان « تحصيل الحق » او باشد ، كه « وفيات الاعيان » چنين نشانى از آن داده است . به هر روى در 7 « باب » و « فصل » هايى است : 1 - در احكام نظرى ، 3 فصل ، 2 - شناخت خداى ، 1 فصل ، 3 - صفات بارى ، 12 فصل ، 4 - افعال خداى ، 6 فصل ، 5 - پيامبرى محمد ( ص ) ، 5 فصل ، 6 - احوال آخرت ، 6 فصل ، 7 - امامت ، 4 فصل ، 8 - اصول فقه ، 6 فصل . آغاز : هر ثنايى كه عقول و افهام و خواطر و اوهام به مبادى و غايات . نسخه‌ها 2 / 736 ( 1 نسخه ) ؛ اعلام 2 / 1758 ؛ صفا 2 / 305 ؛ نفيسى 1 / 113 . آستان قدس 4 / 25 ؛ آستان قدس ، نامگو 1 / 55 . * اصول علوم : رساله در . . . ، حكيم نظام الدين احمد ( د 1059 ق ) نگارندهء « شجرهء دانش » ( - ادب الصبيان ، پيش از اين ) . در اصول علوم و اقسام آن . نسخه‌ها 2 / 737 ( 1 نسخه ) ؛ اعلام 130 ؛ طبقات 11 / 21 ؛ صفا 5 / 366 . آصفيه 2 / 478 . * اصول فصول التوضيح : منتخب توضيح المشربين . متن « توضيح . . . » و گزيدهء آن يعنى « اصول . . . » در « ذريعه 2 / 200 » به نقل ، از محمد تقى مجلسى يكم ( د 1070 ق ) دانسته شده است . همانجا « ذريعه 4 / 495 تا 497 » به تفصيل به تصحيح نظر خود پرداخته است . پس بايد اين متن و اين گزيده را از كتاب‌هايى ناشناخته دانست كه نيازمند بررسى است .